ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمهء مصحح 25
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )
درست بدين عبارت توجّه كنيد ! : « ينبوع بخت اهل مصاف چون چشمهسار ارم صاف آمد ، و اندام مبارزان عثمانى از شكفتن شكوفههاى شكاف جروح ، نهال گل صدبرگ گرديد . جمعى طعمهء سيف مأثور و به سير فتراك عتاق سريع السّير مأسور شدند . دماغ لشكريان در بزم رزم از ته جرعهء غنائم مست طرف گشت ، و در يك طرف ايانق احوالشان حامل انايق مستطرف ، و بمدلول « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ » شرح الامر شرح رسم ايعاظ را ، بايعاز كلك راست بيان منشور مشعر بر قلع شجر تشاجر . . . اصدار يافت » ( ص 628 كتاب ) در اين عبارت هنر نويسنده تنها در استعمال لغت و مشتقّات كلمه نيست بلكه ، صنايع جناس ، تضمين ، استعاره و تشبيه نيز ، در آن به كار رفته است و تا كسى بر مفردات اين كلمات مسلط نباشد و موارد استعمال آن را از روى مطالعهء آثار گذشتگان و كثرت ممارست و تمرين در تحرير و ترسّل در نيابد ، و اگر بخواهد تنها از روى يادداشت و مراجعهء به فرهنگها اثر خويش را بوجود آورد ، هيچگونه توفيقى نخواهد يافت . بلى در مورد استعمال مترادفات يا در بعض اقسام جناس شايد بتوان از روى فهرست لغات ، عبارتهايى تلفيق كرد . پس شكى نيست كه مؤلّف گذشته از احاطه بر لغت ، از صرف و نحو معانى و بيان نيز آگهى كامل داشته است . متون ادبى متداول را به خوبى خوانده و در ذهن جاى داده و بموقع از آن استفاده كرده است . امّا كتاب او گذشته از آنكه در حدود هشت هزار كلمه از لغات عربى و فارسى را در بر دارد ، كه براى دريافت معنى آن لغات بايد به فرهنگها مراجعه كرد ، از لحاظ تركيب عبارت نيز محسّناتى دارد . از صنايع لفظى انواع جناس را فراوان به كار برده است ، بلكه ركن اساسى صنعت تحرير اين كتاب ، جناس و مخصوصا جناس خط است و گاهى بخاطر اين جناس عبارتهايى را كه در لفظ و معنى خالى از ثقل و ركاكت نيست انشاء مىكند ، مانند اين جمله : و ظرر طرير ظرير طرز تلفيقش سراسر جواهر رنگين آبدار . ( ص 26 كتاب )